تولد خاله سادات


روز مادر بود و شب خاله ها خونه مامانجون جمع بودن. تولد خاله سادات هم بود که خاله اعظم گفت میخواد سورپرایزش کنه و براش تولد بگیره.
در کمال ناباوری شما آروم بودی و کلی بهت خوش گذشت... شمع رو فوت میکردی و دست میزدی![]()
![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولد خاله سادات
