کنسرت

به مناسبت هفته اراک، فرهنگسرا کنسرت برگزار می شد. شما خیلی دوست داشتی بری. من رفتم برای تهیه بلیط، گفتند تموم شده و بلیط نداریم.
شما ناراحت شدی ،گفتم خودت برو به مسئول اونجا بگو، شاید بلیط بهت داد.
رفته بودی و گفته بودی میشه دوتا بلیط آقای ملک به من بدید، گفته بودند تموم شده، دیگه نمیدونم چی گفته بودی که آقاهه ازت خوشش اومده بود و گفته بود بیا بلیط روزهای دیگه رو بهت بدم، شما گفته بودی نه، من فقط آقای ملک میخوام، چون همسایمون هست...
آقاهه هم گفته بود چون دختر مودب و خانمی هستی، همون روز بیا و بگو با عمو معین کار دارم، من بهت بلیط میدم.
چهارشنبه ساعت ۵ و نیم رفتیم. خیلی بیرون شلوغ بود و کلی پشت در منتظر بودند شاید بتونن بلیط بگیرند و داخل بیان.شما به سراغ عمو معین رفتی، اون آقا هم دوتا بلیط ردیف دوم بهمون داد و گفت بخاطر ادب دختر خانمتون😍
برنامه ساعت ۷ شروع شد، و بعد از اولین اجرا، طنین گریه کرد که خونه بریم. ما برگشتیم و شما کنار درین موندی و بعد از تموم شدن برنامه، زنگ زدی و بابا اومد دنبالت


کنسرت
